فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شهری
محل رواج: گناباد

 
۱۱
بالا
۱
پایین
برای هزاران سال گناباد آبادترین ایالت خراسان بزرگ بود و به علت موقعیت استراتژیک ان که محل عبور راه های مواصلاتی هست، مورد توجه حکومت های ایران بود.در این مکان آبادترین محل زندگی را شهر مینامیدند که واژه شهر بعدها از این مکان به دیگر نقاط ایران راه یافت.این مکان را با نام های شهر و همچنین قصبه شهر میشناسند.بزرگترین،طولانی ترین،عمیق ترین،کهن ترین و طولانی ترین قنات جهان که باعث شد اینجا را برای هزاران سال شهر بنامند به نام قنات قصبه شهر گناباد در این قسمت قرار دارد که هزاران سال است عامل ایجاد زندگی و حیات در کویر خشک گناباد بوده است.ساکنان اصیل این محل در پسوند فامیل خود نام شهری را یدک میکشند و بودن نام شهری در فامیل و خطاب شدن با نام شهری برایشان افتخار و تعصب بالایی دارد
مثلا وقتی میگویند شهر منظور این نقطه گناباد است که ان را قصبه شهر هم نامند.یا وقتی میگویند شهری ها اشاره به ساکنان شهر دارد.یا در نام های فامیل که به کار میرود. مانند کریمی شهری،مهدوی شهری،افتخاری شهری و...
واژه های مرتبط: شهر گناباد قصبه شهر
نویسنده: گناباد
۲۲ آبان ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!