فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پلمپ کردن
محل رواج: ایران پارسی زبانان

 
۸
بالا
۱
پایین
به معنی بستن و اجازه ندادن به ادامه کار یک مغازه یا واحد صنفی.
مغازه الکتریکی محله ما به دلیل فروش غیر قانونی ماهواره و دیش پلمب شد.
واژه های مرتبط: بستن اجازه کار ندادن
نویسنده: محمد کیانی
۱۷ آبان ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!