فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سُر خوردن

 
۲
بالا
۰
پایین
از زیر کار دررفتن و فرار کردن بدون اینکه در دیدرس باشید و کسی متوجه غیبت شما شود.
O: این علی کجا دوباره ور پرید ؟
X: نمیدونم تا الآن که بیخ گوشم بود گمونم سُر خورده
نویسنده: واله
۷ مهر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!