فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پادَری

 
۵
بالا
۰
پایین
منظور مسوول ورود و خروج اداره یا سازمانی است که در آن هر کسی مقامی دارد، به جز فرد مورد نظر. برای این که لطفی هم به طرف بشود برایش میز و تلفن و بساطی فراهم شده است.
-صب دم در پادری رو دیدم سراغتو می گرفت
-طرف آماره همه رو داره، سُر نمی شه خورد.
نویسنده: آریوسک
۳۰ شهریور ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!