فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خُردی(خُردو)
محل رواج: کاشمر و بردسکن

 
۱
بالا
۰
پایین
خُردی در واقع به معنای خُرد و کوچک است اما به طور رایج به معنای کودک خردسال به کار می رود
ــ بچه شما چند سالشه؟

ــ هنو خردویه 5 سالشه.
واژه های مرتبط: کودک کوچک
نویسنده: هاشم
۱۹ شهریور ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!