فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ستم

 
۱۹
بالا
۵
پایین
کنایه از آدمی که در هر کاری تا سرحد مرگ افراط میکند، بدبین، نوع تعدیل شده پارانوید
این نرگس خیلی ستمه، به رغم خرخونی زیاد هیچ وقت شب امتحان نمی تونه بخوابه
نویسنده: Nooshin2011
۳۱ مرداد ۱۳۹۰
ستم

 
۷
بالا
۴
پایین
واژه ای است که در هنگام خرابکاری و ضایع شدن یک دوست
در یک جمع به کار میبریم تا بدون اطلاع طرف مقابل از ادامه خرابی
جلوگیری بعمل اوریم
بسه دیگه و آهسته میگوییم ستم
واژه های مرتبط: هازش نوموس سه
نویسنده: سلمان تاکسی
۱۷ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!