فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ملاخور کردن.

 
۱
بالا
۰
پایین
دزدیدن، کش رفتن، پیچوندن، بلند کردن، هاپولی هاپو کردن.
-حاجی گوشیمو ندیدی؟
-نه، شاید یکی ملاخور کرده رفته...
واژه های مرتبط: ملا کردن ملا پیچ کردن
نویسنده: شیخ قزوین
۶ مرداد ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!