فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تاوان پس دادن

 
۲
بالا
۱
پایین
جبران کردن ضرر دادن غرامت و جریمه بابت کاری که کرده .
مثلا کسی قبلا کار غلطی کرده مثل خیانت یا حق کسی رو خورده و الان مثل اون کارهایی که کرده سر خودش اومده
بهش می گن داره تاوان کارشو می ده یا تاوان پس می ده

یا این که مثلا به کسی بدی می کنه بعد اون طرف بهش می گه
-یه روزی تاوان این کارو پس می دی
واژه های مرتبط: تاوان
نویسنده: roya()1()
۳ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!