فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مفت کش

 
۴
بالا
۰
پایین
فردی است که نوع مواد مصرفی برایش دارای کمترین اهمیت است. مهم نیست شما قلیان می کشید، سیگار، بنگ، تریاک یا هرویین. مفت کش هست تا مصرف کند. او معمولن پای هر بساطی حضور دارد. نفس مفت بودن برای مفت کش از هر چیز دیگری مهم تر است. مفت کش کسی است که فقط برای مصرف آن چه برایش بهایی نپرداخته به دنیا آمده. گزارشاتی مبنی بر خودکشی مفت کش با طناب مفت وجود دارد.
ـ علی رو هم ببریم با هم علف بکشیم؟
+ نه باو اون مفت کشه

مثال دو
حاجی اون طناب اون گوشه مفته! پاشو خودتو دار بزن
واژه های مرتبط: آویزون جُل
نویسنده: هولدن
۱ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!