فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کلاونگ
محل رواج: خراسان

 
۲
بالا
۰
پایین
کلاونگ =درگیر.سرگرم.
خودت رو کلاونگ نوشتن نکن کلی کار داریم بابا
-پسرم نکن بابا اون اسباب بازی رو تازه برات خریدم.کلاونگیش نکن خراب میشه.
-------------------------
-میای بریم بازی؟
نه بابا کلاونگ دوچرخه مم وامونده خرابه بدجور
نویسنده: ازغندی
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!