فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

دوشواری

واژه روز در۸ آذر ۱۳۹۰

 
۳۹۶
بالا
۴۶
پایین
«دوشواری» نام مستعار مردی است که در یکی از مصاحبه های برنامه «در استان»، خطاب به مجری برنامه که می پرسید «چند ساله با این دشواری اینجا زندگی می کنید؟» گفت: «دوشواری؟ خیلی هم جای خوبیه! ... یکه! دوشواری نداره اینجا! خیلی هم عالیه! یچ بشر، از اون روزی که من آمدم اینجا نشستم تا حالا، یه دانه چوب-چوب-چوبمه ورداشت، نبرد... نبرد، هیچ کس. کاری هم کسی با من نداره، منم هیچ بشر کار ندارم.»

سپس، هنگامی که مجری اعلام کرد شهرداری قصد تخریب خانه های ساکنان آن محله را دارد، وی اینطور پاسخ داد: «شهرداری کیه؟ اصلا اون کیه؟ اونه با من نیشان بده الان! من نمی دانم! هر کدومش به من نیشان بده اول! ... چیه، جنابعالی ای؟!» و وقتی مجری اعلام کرد که نماینده شهرداری نیست و فقط خواسته مشکل او را بپرسد، اینطور پاسخ داد: «موشچل من می...؟ موشچل ندارم من!»

این پیرمرد به سرعت تبدیل به پدیده ای اینترنتی، و نماد مبارزه در برابر زورگویی و حفظ روحیه هنگام مواجهه با دشواری ها شد. هواداران وی در صفحه ای در فیسبوک به نام "دوشواری!؟" که ادمین آن خود را "یچ بشر" معرفی میکند، گرد هم آمده اند.
- دوشوار زندگی، بی رزم مشترک، هرگز برای ما آسان نمی شود.
- ملتی که «دوشواری» دارد، دشواری ندارد.
نویسنده: یچ بشر
۴ آذر ۱۳۹۰
دوشواری

 
۹۵
بالا
۲۳
پایین
فردی که در مصاحبه تلویزیونی با فراغ بال ادعا کرد که هیچ اعتراضی به شهرداری نداره، در حالی که اگر هر کس دیگه بود سگ به حالش گریه می کرد. خوشحال ترین آدم روی زمین، سمبل مقاومت در برابر مشکلات بدون خم به ابرو آوردن
۱- دوشواری نداره... شهرداری شومااییی
۲- همه کارم ز دوشواری به شهرداری کشید آخر / نهان کی ماند آن رازی کز او سازند موشچل ها؟
نویسنده: Nooshin2011
۳۱ مرداد ۱۳۹۰
دوشواری

 
۶۷
بالا
۱۲
پایین
دوشواری هنگامی به کار می رود که فردی در شرایط مصیبت بار و سخت به طنز و کنایه مشکلات را نادیده بگیرد در این هنگام از عبارت "دوشواری ندارد " استفاده می شود.
1:دیدی امروز امتحان چقدر سخت بود ؟
2:دوشواری؟دوشواری نداره امتحان.خیلیم عالی!
واژه های مرتبط: موشجل
نویسنده: سینا دوشوار
۲۸ آبان ۱۳۹۱
دوشواری

 
۴۷
بالا
۱۲
پایین
وقتی در شرایط سختی هستی ولی از ترس از دست دادن همین موقعیت مجبوری از وضع فعلیت راضی باشی
(پیرمرد بنده خدا از ترس خراب شدن و داخل طرح قرار گرفتن خانه همه مشکلات محل زندگی را خوب جلوه می داد )
به مرگ میگیره که به تب راضی بشه
واژه های مرتبط: دشواری
نویسنده: نامی
۱۳ آذر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!