فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جٍٍٍٍٍُلَد اَرنَهوت
محل رواج: بعضیا میگن

 
۴
بالا
۰
پایین
به انسان ادمیزاده ای از نوع بشر گفته میشود که از هنر احاد جانوران از دایناسور تا خرمگز بهره تمام و کمال برده و هر کار و غلطی را به تمام روشهای موجود حتی اختراع هم میکند
فتحعلی اویسی (در کمربندها را ببندیم) وقتی اسکندر ملقب به اسی خروس مجوز فرودگاه گرفت گفت: من میدونستم این جلد ارنهوت هر کاری ازش برمیاد
واژه های مرتبط: به عقل جن نمیرسه
نویسنده: هیبت خان
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!