فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کف کردن

 
۲
بالا
۰
پایین
مبهوت شدن، تعجب زیاد، شوکه شدن
همچین گیتار میزد که کف کردم!
کف کردی چه تقلبی کردم!؟؟!
واژه های مرتبط: تعجب کف بریدن شوکه فک افتادن
نویسنده: گچاپول
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
کف کردن

 
۱
بالا
۰
پایین
بی حوصله شدن و حوصله سر رفتن
کف کردم انقدر تو خونه موندم
واژه های مرتبط: سر رفتن
نویسنده: ژی ژی
۱ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!