فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کون انداختن

 
۲
بالا
۵
پایین
به کاری که شخصِ کون انداز انجام داده و باعث بروز اشکال در‌برنامه یا کار درحال اجرا میشود ،
یه دقه کون ننداز لاشی بزار فک‌کنم،
کون ننداز بیا خوش میگذره ،
تو کون نندازی یه بار نمیشه ؟
کون انداخت نیومد ، برنامه کونی شد
نویسنده: هوکیزد
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!