فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شرطی شدن
محل رواج: ارومیه و تهران

 
۳
بالا
۲
پایین
وقتی با یه چیز خو گرفته باشیم، حالا چه شنیدنی یا دیدنی یا انجام دادنی یا... باشه، هر چیزی که با تکرارش بهش عادت کردیم نسبت به اون شرطی میشیم.
با مثال بیشتر میشه توضیح داد
مثلا آهنگ زنگ گوشیتو عوض کردی، یجا گوشیه یکی با آهنگ قبلیت زنگ میخوره "شرطی میشی" میری سراغش فک میکنی گوشیه خودته
واژه های مرتبط: شرطی
نویسنده: رامیل
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!