فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لار

 
۱
بالا
۲
پایین
شهر آفتاب و آب انبار، شهر اعتماد و آرامش، با مردمان خون گرم و مهربون و باغیرت
کافیه ی مشکلی پیدا کنی تا بفهمی تو این شهر تنها نیستی، همه برای کمک کردن پیش قدم ان.
اگه لاری باشی با جیب خالی بری بازار میتونی با ی کامیون پر برگردی. همه به هم اعتماد دارن
واژه های مرتبط: لارستان
نویسنده: نیوشا
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!