فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خایه خراب

 
۳
بالا
۱
پایین
این واژه دو معنی دارد:

1. بدبخت، آواره، کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد.

2. دیوث و بیشرف.
اون بدبختو نگاه کن، مثل خایه خرابا نشسته گوشه اتاق.

اصغر اینقد خایه خرابی نکن.
واژه های مرتبط: دیوث بدبخت بیچاره بیشرف
نویسنده: جمهور
۲۲ فروردین ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!