فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عقیم

 
۶
بالا
۷
پایین
کسی که توان تولید مثل ندارد و باروری اش از بین رفته است.
- چرا اصغر و فاطی هنوز پنج سال بعد ازدواج بچه دار نشدن؟
- میگن اصغر عقیمه، نمیتونه فاطی رو باردار کنه
واژه های مرتبط: اجاقش کوره خاجه نازا
نویسنده: فلانی
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!