فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جلبک

 
۱۴
بالا
۶
پایین
آدمای بی جنبه و کم ظرفیت و گند اخلاق
طرف جنبه ش در حده جلبک دریاییه!!!!!!
واژه های مرتبط: بی جنبه.اعصاب خورد کن
نویسنده: نازلی داف
۴ خرداد ۱۳۹۱
جلبک

 
۸
بالا
۱
پایین
به آدمی میگن که خیلی خنگه!
در حد جلبک هم بارش نیس بس که خنگه!
واژه های مرتبط: خنگ
نویسنده: shaD
۱۱ فروردین ۱۳۹۴
جلبک

 
۷
بالا
۳
پایین
به آدمی که زیاد خودش رو به یکی میچسبونه. و بقیه از اون آدم جل بدشون میاد.
اختصار این واژه هم "جُل" هست.
۱. چقدر سیاوشی "جُل" استادا میشه!!
۲. این روزا علی مثل جلبک به سپهر چسبیده.
واژه های مرتبط: چاپلوس چاپلوس
نویسنده: شروین
۲۳ دی ۱۳۹۰
جلبک

واژه روز در۱۱ فروردین ۱۳۹۴

 
۱۳
بالا
۲۲
پایین
خودشیرین - پاچه خوار -
...مثلا میگن طرف سبز شد باز ..اشاره داره به جلبک بودن طرف .. ..کاربرد : تو دانشگاه به بچه هایی که هی دور استاد هستند و سوال میکنن و یا یکاری واسه استاد میکنن میگن اییییش سبز جلبک. خخخخ :))
واژه های مرتبط: خودشیرین
نویسنده: zobi
۷ فروردین ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!