فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مرتیکه

 
۳
بالا
۲
پایین
مرتیکه یعنی آدم نادان و زبان نفهم
مثلا وقتی که تصادف میشه و دو راننده پیاده میشن اون نفراولی که فکر میکنه مقصر نیست به نفر دوم میگه که: مرتیکه مگه کوری تو همین طور میای جلو.
واژه های مرتبط: آدم کور
نویسنده: Bahman
۲۷ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!