فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جریان-دار

 
۷
بالا
۳
پایین
به کسی گفته میشه که کار هاش معلوم نیست و مشکوک میزنه
شخص اول: اصلا معلوم هست کجایی تو؟ چند ماه نیومدی دانشگاه ، با دوست دخترت بهم زدی، جواب تلفن ما رو هم نمیدی ، خیلی جریان-دار شدی !
شخص دوم: جریانش مفصله بعدا واست تعریف می کنم !
واژه های مرتبط: مشکوک
نویسنده: احمدرضا
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!