فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

نابودم

 
۱
بالا
۴
پایین
توصیف بدترین شرایط وحالت روحی/روانی ویا جسمی.
سینا:خانـــــــــــــــوم مانبودیم خوش میگذشت؟
ملیکا:عـــــــــشقم دیگه تنهام نذار وقتی نیستی من نـــابـــــــــــــودم نــابـــــــــــــــــــــــــــــود.
واژه های مرتبط: داغون خراب افتضاح
نویسنده: MELIKA2771
۲۵ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!