فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شل کردن
محل رواج: همه جا(اصولا بیمارستان، اتاق تزریقات!!!!!!)

 
۳
بالا
۲
پایین
این کلمه اصولا برای خر کردن طرف بکار میره. وقتی پرستاره پَد الکل رو میماله اونجاییکه میخواد آمپول رو بچپونه(!)(انصافا استرس پَد الکله از آمپوله بیشتره) موقع زدن میگه شل کن که دردت نگیره اینو هم اضافه کنم به هر حال درد که داره ولی اگه سفت بگیری یهویی دیدی آمپوله تو اونجات شکست خب سوزنه دیگه،نازک هم هست. شما بنظر من دستتو بزار تو دهنت گاز بگیر یا صلوات بفرس.
پرستار:عسیسم شل کن دردت نگیره
من:باشه
بعد انجام عملیات
پرستار:دیدی دردنداشت؟
من:دیـــــــــــــــــــــوث!!!
واژه های مرتبط: ندارد
نویسنده: شسی
۱۴ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!