فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سگ سوزن خورده

 
۴
بالا
۳
پایین
اصطلاح از آدم مصتعصل و بیچاره
طرف مثل سگ سوزن خورده این خیابونها رو بالا پایین میکرد
واژه های مرتبط: سگ پا سوخته
نویسنده: آرشی
۶ اسفند ۱۳۹۳
سگ سوزن خورده

 
۲
بالا
۳
پایین
به آدم لاغر نیز گویند
شدی مثل سگ سوزن خورده
واژه های مرتبط: سگ لاغر مستعصل
نویسنده: آرشی
۶ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!