فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جُخ
محل رواج: حول و حوش ایران کنونی | دوران صفت‌سالاری

 
۳
بالا
۱
پایین
«جا خالی بده!»
درست است که میانگین ضریب‌هوشی ِ مردمان آن روزگار بسیار بالاتر از مردمان این روزگار بوده. اما دیگر عدم هماهنگی فرم و محتوا در عبارتی به این حسّاسی -جا خالی بده!- خیلی عجیب است. تا بیایی بگویی جا خالی بده!، طرف گلوله را خورده. یا مثلا سرش با دیرک برق برخورد کرده. پیش‌نهاد می‌کنم در مواقع لازم از عبارت اجدادمان -جُخ- بهره ببریم.

(برای اطلاع از چند و چونِ دوره‌ی صفت‌سالاری، می‌توانید به پیج «وجه تصفیه» در فیس‌بوک مراجعه کنید)
-آخ آخ سرم واااای
-من که گفتم جُخ

یا

ببین! اوضاعی بود‌ها... اگه نجُخیده بودم دستِ کم دماغ‌ام پریده بود.
نویسنده: پیج وجه تصفیه
۳ اسفند ۱۳۹۳
جُخ
محل رواج: حول و حوش ایرانِ کنونی؛ در دوران صفت‌سالاری

 
۱
بالا
۱
پایین
«جا خالی بده!»
(درست است که میانگین ضریب‌هوشی ِ مردمان آن روزگار بسیار بالاتر از مردمان این روزگار بوده. اما دیگر عدم هماهنگی فرم و محتوا در عبارتی به این حسّاسی -جا خالی بده!- خیلی عجیب است. تا بیایی بگویی جا خالی بده!، طرف گلوله را خورده. یا مثلا سرش با دیرک برق برخورد کرده. پیش‌نهاد می‌کنم در مواقع لازم از عبارت اجدادمان -جُخ- بهره ببریم.

(برای اطلاع از چند و چونِ دوره‌ی صفت‌سالاری، می‌توانید به پیج «وجه تصفیه» در فیس‌بوک مراجعه کنید)
-آخ آخ سرم واااای
-من که گفتم جُخ

یا

ببین! اوضاعی بود‌ها... اگه نجُخیده بودم دستِ کم دماغ‌ام پریده بود
نویسنده: وجه تصفیه
۳ اسفند ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!