فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لب و لچ
محل رواج: مه ولات -ازغند

 
۱
بالا
۱
پایین
فارسی نویس ان لب و لوچه هست،اما در ازغند لَو و لَفچ گفته می شود.
وقتی ادمی با بقیه قهره می گن:واز لو لفچت دلینگویه!
باز لب و لفچت اویزونه.
به ادم خشمیگین که از جمع کناره می گیرد می گویند:
چته واز لفچات دلنگویه؟
----------
واقعا که ننه عجب بچه ی لفچوک دری!
عجب بچه ی بداخلاقی داری.
-------
در شاهنامه ی فردوسی هم استفده شده.
نویسنده: ازغندی
۲۹ بهمن ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!