فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خنوک
محل رواج: کاشمر،بردسکن

 
۲
بالا
۰
پایین
لوس،بی مزه،خنک،در بعضی موارد به معنای ضایع شدن هم استفاده می شود.
بعد از تعریف یک جک.....
ــ یره خیلِ خُنوکی یَک جک بلَِد نیی بگی....

:ــ خیلی بی مزه ای یه جک هم بلد نیستی بگی.

در معنای ضایع شدن:
ــ حال کردم خوب خُنوک رفتی!
:ــ حال کردم خوب ضایع شدی!
واژه های مرتبط: ضایع خراب شدن ضایع شدن
نویسنده: هاشم
۱۱ بهمن ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!