فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کسافط

 
۵
بالا
۱
پایین
به کسی گفته میشود که کاری را در اوج حرفه‌ای گری بدون ذره‌ای کاستی و رندانه و بسیار قوی انجام میدهد
کسافقط عجب گلی زد
واژه های مرتبط: عجوبه
۲ بهمن ۱۳۹۳
کسافط

 
۲
بالا
۳
پایین
وقتی کسی کاری می کند که دیگری در مقابل آن کم می آورد از این واژه استفاده می شود.
علی یک سوتی از خواهرش می گیرد
خواهر: علی کسافط می کشمت
واژه های مرتبط: بی شعور
نویسنده: aeae
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
کسافط

واژه روز در۱ بهمن ۱۳۹۳

 
۱۷
بالا
۵۲
پایین
عشقم/عزیزم/عمرم/زندگیم.
البته درگذشته به این صورت (کثافت)نوشته میشد/ومعنای آلوده و غیرتمیز را میداد.
ملیکا: سیناکساااااااافط
سینا: جونم خانومم
ملیکا: خیلی کساااافطی.
واژه های مرتبط: سگ 10یوووووس بیشوووور
نویسنده: ملیکا2771
۳۰ دی ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!