فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کَفتر
محل رواج: تو صحبت های عامیانه

 
۲
بالا
۳
پایین
کفتر همون کبوتر خودمونه
تو صحبت های عامیانه ای به کبوتر میگن کفتر
یارو کفتر بازه
کفتر جلد خودمه
کفتر بازی میکنه
واژه های مرتبط: کبوتر
نویسنده: یه نفری
۲۰ دی ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!