فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تاگس
محل رواج: دزفول

 
۶
بالا
۳
پایین
نوعی صدا برای جلب توجه کسی که از خود بی خود شده است ؛ اساسا وقتی یک نفر یک سوال پرسید که طرف مقابل برای جواب دادن آن به مشکل بر خورد، وقتی طرف مقابل توانست جواب طرف مقابل را پیدا کند و جواب را داد از شدد ناراحتی و رنجی که برای جستو جوی جواب سوال به او تحمیل شده است و احساس می کند سوال کننده قصد سر و کار گذاشتن طرف جواب دهنده را(خودش را) دارد ؛طرف جواب دهنده بعد از پاسخ می گوید : فهمیدی "تاگس".
هر چه غلیظ تر حروف "گ" و "س" گفته شود باعث خوشحالی و کیف در خود جواب دهنده می شود . و سوال کننده ناراحت می شود.
و احساس آرامشی در وجود جواب دهنده قرار می گیرد.
و البته نوعی جواب تحمیلی است.
1- نفر اول: آخه کدوم خر با نوشابه شیشه رو پاک می کنه
نفر دوم: خب تو تلویزیون گفته نو شابه برای شیشه پاک کردن خوبه
نفر اول: باز چرت گفتی
نفر دوم:من گفتم که از تلویز یون فهمیدی تاگس.
نویسنده: mohammadipad
۲۰ دی ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!