فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ترمال

 
۲
بالا
۳
پایین
تر (تِ) مال، تر به معنی گند، کثافت و خراب بودن، مال به معنی پوشش دادن ، ترمال به معنی با کثافت و با خرابکاری چیزی را پوشش دادن.
مثال: ماشینو درست کرد؟ ترمالش کرد
مثال: خونه رو ترمال کردی با این رنگ زدنت
واژه های مرتبط: گه
نویسنده: drmj
۲۵ آذر ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!