فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پسر خدمتی
محل رواج: تهران-سربازخونه ها

 
۴
بالا
۰
پایین
این اصطلاح بیشتر در میان سربازان (مخصوصا سربازان صفر) رواج دارد و به سربازان تازه وارد اشاره دارد.
سرباز اول: بدو! جناب سرهنگ چایی می خواد!
سرباز دوم: چی؟! تو باید بری! تو پسرخدمتیمی!
واژه های مرتبط: بربری آش خور چس ماه خدمت
نویسنده: مصطفی62
۱۴ آذر ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!