فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شتل (با فتح شین و ت )
محل رواج: کارگاه ساختمانی

 
۲
بالا
۱
پایین
مدیری خود چس کن و دمدمی مزاج، افه چس بیا، دارای ادبیات و رفتاری خاص و منحصر به فرد برای خود، اهل قپی های تو خالی،
مدیر: همه به من میگن باید از قیافه ام استفاده کنم!
مدیر: این مدارک خوبه، نه نه خوب نیست!
مدیر: تو اینقد بدی...(موقع جر و بحث کردن)
مدیر: من فقط برند میپوشم! (کفش :چرم پوست ماری)
مدیر: من تا 12 میخوابم و بعد صوپونه میخورم!
مدیر:
واژه های مرتبط: شتل
نویسنده: عابر
۱۰ آذر ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!