فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تو پیچم

 
۳
بالا
۰
پایین
وقتی داری از سر كار در میری. وقتی داری اداره یا محل كار یا مدرسه و دانشگاه رو میپیچونی در بری.
حمید جون حواست باشه من تو پیچم. باشه داداش برو هواتو دارم
واژه های مرتبط: پيچوندن
نویسنده: آرش سودي
۹ آذر ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!