فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

نارو زدن

 
۳
بالا
۰
پایین
رودست زدن. حقه زدن. دور زدن. کلاهبرداری کردن. دودره کردن.
محمد پاک به ما نارو زد. خودش تنهایی رفت سفر.
واژه های مرتبط: دو دره
نویسنده: نیریزی
۲۶ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!