فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کف کرد

 
۱
بالا
۱
پایین
1.وقتی کسی تو برخورد با یه چیزی حسابی تعجب می کنه و جا میخوره یا یه کسی رو می بینه خیلی شیفته ش می شه، میگن یارو کف کرد.
2.به دختر ترشیده یا دخترایی که خیلی هول پسران می گن کف کرده.
1.واااااااای نمی دونی چه تیکه ای به بدبخت انداختم!کف کرد.
لامصب چه پافی بود...کف کردم دیدمش.
2.شمسی جون می بینی دختره چه کف کرده اس؟با همه پسرای محل می لاسه نانجیب.
واژه های مرتبط: هول( haval )
نویسنده: FaTimaT
۲۳ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!