فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پاکار
محل رواج: کاربرد محدود

 
۶
بالا
۰
پایین
1. کسی که معمولا اهل انجام دادن کار خاصی باشد و "نه" نگوید.

2. (ماخوذ از معنای اول) دختر/زنی که اهل سکس باشد و بی چک و چانه به پیشنهاد طرف مقابل "بله" بگوید.

3. فوت-فتیش: مردی که از پای زن (به ویژه انگشتان پای زن) لذت جنسی ببرد.

4. زنی که با یک یا هر دوپای خود آلت تناسلی مرد را مالش دهد و به این ترتیب به وی لذت جنسی برساند.
از وحید خوشم میاد چون پاکاره. ادا و اصول نداره -- هر موقع برنامه پیش بیاد لبیک میگه.
واژه های مرتبط: اهل حال
نویسنده: بوبول
۱۷ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!