فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

موضعتو مشخص کن

 
۱۱
بالا
۱
پایین
وقتی طرف یه کاری می خواد بکنه که یه مشکلیو حل کنه به جاش یه گندی میزنه که بدتر خرابکاری میشه طوری که لیاقتش اینه که آدم .... بله
داستان از یه جک شروع میشه:
طرف میره شکار ببر ، اولین تیرو که میزنه از کنار گوش ببره رد میشه ببره طرفو میبینه میدوه می گیرتش میگه ریغو بخورمت یا بکونمت؟
یارو می گه نخور و ...
فرداش عقده ای تر میره هدف گیری دقیق و دامب ... شلیک میکنه ولی بازم نمی خوره ببره دوباره همونو می پرسه و همونه جواب می گیره
دفعه سوم م همون وضع مشه ببره اینبار میگه موضعتو مشخص کن تو اومدی شکار یا اومدی ... بدی
واژه های مرتبط: .
نویسنده: عمار شاه
۵ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!