فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شونپخت (shoonPaKhT)

 
۲
بالا
۳
پایین
شونپخت یه کمیت یا واحد جدیدی برای بیان تعداد زیاد یه چیزی بکار میره .
- دیروز باهاشون مسابقه دادیم ، شونپخت تا گل بهشون زدیم ...
یا مثلاً
- بقرآن شونپخت بار براش توضیح دادم اما نمیفهمه ...
واژه های مرتبط: شونپخت
نویسنده: امیر آزاد
۴ شهریور ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!