فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مجادله کردن

 
۱
بالا
۱
پایین
بحث کردن به طوری که هر کدام از طرفین بخواهند نظر خود را به دیگری بقبولاند، نبرد لفظی نه برای پذیرفتن بلکه برای شکست دادن طرف مقابل
مجادله رویانیان و فردوسی پور در برنامه نود
واژه های مرتبط: ستیزه جویی لجاجت
نویسنده: فردوس
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!