فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کودک درون

 
۱۳
بالا
۱
پایین
کودک درون کلمه ای توجیحی ـیست برای انجامه حرکات بچه گانه و خبیثانه ..
البته این کودکه درون بعضی اوقات خیلی دیوث میشه..
بطوره مثال دیروز کودکه درونم به ندای درونم شماره داده !

یا اصن همین چند روز پیش کودکه درونم داشت پیرمرده درونم و اسگل میکرد:| خیلی دیوث شده !
واژه های مرتبط: کودکه دیوث
نویسنده: دی اکسید کربن
۱۵ خرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!