فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پیاده کردن

 
۴
بالا
۰
پایین
وقتی از شخص مقابل مقداری پول یا شام یا مالی به بهونه ای می گیری.
امشب با بچه ها رفتیم بیرون
علی رو برای شام 100000 تومان پیاده کردیم.

امروز رفتیم کوه نفری 10000 تومان برای تاکسی پیاده شدیم.
یعنی ازمون تاکسی نفری ده هزار تومان پول گرفت که بیش از انتظارمون بود.
واژه های مرتبط: تیغ زدن مالوندن
۵ خرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!