فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پسر عموی گُهِ پدرم

 
۶
بالا
۵
پایین
بصورت طعنه برای کسی که هیچ نسبت خویشاوندی ندارد ،
و یا فامیل ِ خیلی خیلی دور است ، بکار میرود

یعنی شجره نامه ی طرف اینجوریه:
بابام --گـُه بابام---عموی گه بابام---پسر عموی گه بابام
این یارو کیه خودشو چسبونده به داماد؟
چمیدونم! پسر عموی گه بابام
واژه های مرتبط: پسرعموی دسته ی دیزی
نویسنده: پیکان
۴ خرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!