فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مثل قاشق نشسته پرید وسط

 
۴
بالا
۲
پایین
قطع کردن صحبت دیگران به خاطر سخن پوچ
حاجی چیه مثه قاشق نشسته پریدی وسط ناسلامتی داشتیم صحبت میکردیم
واژه های مرتبط: داداش کایکو
۳ خرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!