فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

بشینیم

 
۴
بالا
۰
پایین
"بشینیم" قرارمَدار گذاشتن در کوتاه ترین زمان و بدون فوت وقت است، که قطعا قرارِکاری نیست.
بلکه نوید یک محفل دوستانه و مجردی را بصرف آب شنگولی میدهد.
"بشینیم" گاهاً با "بچینیم" همراه می شود که بصورت اکید بیانگر محفل مشروب خوریست.

بچینیم، چیدمان و اَرنجمنت را بیان میکند.
بشینیم، برپایی محفل را دربر دارد.
کِی بشینیم؟
معنی: کی بشینیم پای محفل؟

دایی! بچین بشینیم.
دایی یه برنامه ای بچین که بشینیم دورِ هم.
واژه های مرتبط: قرارمدار محفل
نویسنده: پیکان
۲ خرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!