فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سرش گرده

واژه روز در۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

 
۳۷
بالا
۳۰
پایین
سخت یا غیرقابل انجام بودن کاری را گویند.
-کار سخت یا خیلی شاق
-کار غیرممکن
-کار غیرقابل قبول از نظر منطقی و عقلی(در یک زمان مشخص یا در مورد شخص،مکان و شرایطی معین)
-در مواردی بسیار اندک در مورد پایه نبودن در مورد انجام کاری به کار می رود

*توجه داشته باشید در هر موردی به غیر از این موارد به کار رود اشتباه بوده ، معنی مشخصی ندارد.
اولی : اگه تلاش کنم کنکور نفر اول میشم حتما.
دومی : نفر اول که سرش گرده ولی تلاش کن شاید زیر 100 شدی.
(نفر اول به قدری درسخوان نیست که نفر اول کنکور شود)
================

اولی:امروز بعدازظهر باشگاه میایی؟
دومی:باشگاه؟!باشگاه سرش گرده.
نویسنده: Scorpion
۳۱ فروردین ۱۳۹۳
سرش گرده

 
۴
بالا
۱
پایین
پیچوندن ،بیخیال شدن، دو دره کردن ، کسی رو قال گذاشتن
اون جریان سرش گرده.
صاحب کارم گفت جمعه بیا سر کار ولی سرش گرده.
واژه های مرتبط: پیچوندن
نویسنده: Jet
۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳
سرش گرده

 
۴
بالا
۱
پایین
پیچوندن ،بیخیال شدن، دو دره کردن ، کسی رو قال گذاشتن
اون جریان سرش گرده.
صاحب کارم گفت جمعه بیا سر کار .لی سرش گرده.
واژه های مرتبط: دو دره کردن
نویسنده: Jet
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!