فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سُریدن

 
۱۳
بالا
۰
پایین
لیز خوردن

کنایه از دل باختن و عاشق شدن !
پسرم راستشو بگو ، سُریدی ؟ (عاشق شدی)
واژه های مرتبط: عاشق شدن لیز
نویسنده: sajjad68
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
سُریدن
محل رواج: شیراز

 
۱۱
بالا
۰
پایین
مصدر لازم فعل لیز خوردن و افتادن ، لغزیدن

سُریدُم ، سُریدی ، سُرید
سُریدیم ، سُریدید ، سُریدند
همچین سُریدم کونُم پاره رفت !
واژه های مرتبط: شیراز لیز سر خوردن
نویسنده: sajjad68
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!