فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جوجه ماشینی

 
۷
بالا
۳
پایین
کنایه از ضعف حقارت و کوچک شمرده شدن
رضا:میام با رفیقام سرویست می کنما!مردی آدرس بده
وحید:خفه بابا!مال این حرفایی؟جوجه ماشینی!
واژه های مرتبط: سرویس کردن
نویسنده: سمیرا تاجی4
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!