فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کلبوک
محل رواج: جنوب - بوشهر

 
۴
بالا
۰
پایین
با فتحه بر روی ک خوانده می شود به معنای مارمولک
کلبوک
واژه های مرتبط: کلپک کلپاسه کلپوک چلپاسه
نویسنده: حمید حبیبی
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
کلبوک
محل رواج: بوشهر

 
۲
بالا
۲
پایین
اصلِ کلمهء مارمولک از کلمهء مار موزه اومده و موزه معنیِ کفش میده

کلمهء کلبوک یا کل+بوک یا کل+پک در لحجه بوشهری که در لهجهء کرمانی ها بهش میگن کر+پو از کلمهء کــِــر + پوی اومده
کـِـر معنیِ گوشهء دیوار میده .. میگن کرِ دیوار
پوی هم معنیِ پوییدن و کاویدن میده یعنی مارمولک همیشه گوشهء دیوار راه میره
دَنپــی پنگکـــی عمــــری وَرت کَلبــوک پـِـس کنتور میــــاد!

دمپایی حلقــه ای (ابری-تک انگشتی) هرگز توان ضربه زدن به مامولک بزرگ (اصطلاح پشت کنتور) ندارد!

*فکر دست زدن به پشت کنتور سه فاز به عقل ناقص هیچ تنابنده ای احیانا 2% هم خطور نمی کنه . اما جناب کلبوک سالهای بازنشسته گی خودش رو پشت کنتور سپری میکنه. به قولــی پنت هاوس Penthouse
واژه های مرتبط: دی ماروک
نویسنده: ابریم
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!