فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیج
محل رواج: دانشگاه و مهمانی های شبانه...

 
۱۰
بالا
۳
پایین
واژه ای جایگزین واژه سیگار که از لطافت معنایی بیشتری برخوردار است.
داداش سیج داری یه نخ به ما بدی؟!؟
تا استاد نیومده یه سیجی بزنیم.
حاجی بد نسخم بریم سیج بگیریم بچوقیم.
واژه های مرتبط: دود کردن
نویسنده: عمو غلام
۱۴ فروردین ۱۳۹۳
سیج
محل رواج: تهران

 
۴
بالا
۱
پایین
سیگار
بیا بریم سیجی بزنیم
واژه های مرتبط: سیگار
نویسنده: تلباس
۲۶ مرداد ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!